فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

كشتی‌رانی مگس

مگسی بر پرِكاهی نشست كه آن پركاه بر ادرار خری روان بود.

مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی می‌راند و می‌گفت:

من علم دریانوردی و كشتی‌رانی خوانده‌ام. در این كار بسیار تفكر كرده‌ام.

ببینید این دریا و این كشتی را و مرا كه چگونه كشتی می‌رانم.

او در ذهن كوچك خود بر سر دریا كشتی می‌راند آن ادرار، دریای بی‌ساحل

به نظرش می‌آمد و آن برگ كاه كشتی بزرگ, زیرا آگاهی و بینش او اندك بود.

جهان هر كس به اندازة ذهن و بینش اوست.

آدمِ مغرور و كج اندیش مانند این مگس است. و ذهنش به اندازه درك ادرار الاغ و برگ كاه.

راستی نسبت دریاهای ما به کل هستی چقدر است؟



Weblog Themes By Pichak