ای کاش
ای کاش که می آمد و این غمها را
از قلب اهالی زمین برمی داشت..

ای کاش که می آمد و این غمها را
از قلب اهالی زمین برمی داشت..

همیشه قامت و پیراهن خودش خیس است
کسی که چتر برای رفیق میگیرد...

نرنج از اینکه فلانی بد از تو می گوید
قفس نشین همه را راه راه می بیند

حال من بعد از تو مثل دانش آموزی ست که
خستـه از تکلیف شب، خوابیده روی دفترش

نیکی کن و خوش باش ز آرامش وجدان
بگذار بگویند فلانی بدِ دنیاست ...

می گویند منبر را از چوب درخت گردو می سازند چون که چوب آن بسیار محکم است و البته سایه و میوه خوبی هم دارد.
اما درخت چنار میوه ندارد، سایه آنچنانی هم ندارد و از آن چوبه دار میسازند.
استاد شهریار ویژگی این دو درخت را در شعر خود این چنین سروده است:
گفت با طعنه منبری به چنار
سرفرازی چه میکنی؟ بی بار
نه مگر ننگ هر درختی تو؟
کز شما ساختند چوبه دار
پس بر آشفت آن درخت دلیر،
رو به منبر چنین نمود اخطار
گفت گر منبر تو فایده داشت
کـار مردم نمی کشید به دار![]()
پروانه ها در پیله دنیا را نمی فهمند
ساحل نشینان قدر دریا را نمی فهمند
مثل همه ما هم خیال زندگی داریم
اما نمی دانم چرا ما را نمی فهمند..!

دلم برا روزایی که تو دبستان با دوستام دعوام میشد
کیفشونو ورمیداشتم پرت کنم
میگفتن: نننننداااززز قرآن توشه !
تنگ شده !

با درِ خانه؛ عکس میگیریم
با بُرس، شانه عکس میگیریم
غیرِ آن عکس ها که میدانید!
با لب و چانه عکس میگیریم
آشنا خسته گر بگردد با
فردِ بیگانه عکس میگیریم
ما به هرجا که میرویم اول
زود یکدانه عکس میگیریم
گاه پیش آمده که با اتوبوس
توی پایانه عکس میگیریم
گاه پیش آمده که تنها با
میزِ صبحانه عکس میگیریم
الغرض دشمنِ همیم اما
هی صمیمانه عکس میگیریم!
در مَعرض گُذرم ، مثل ساقه ها
افتاده اند دورو برم بی علاقه ها
چون کودکی که در آغوش مادر است
من می روم بغل نهج البلاغه ها..