فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

من یا نماز...؟

من قضا می شدم والّا نماز

قضاشدنی نبود...

 



یک سینه حرف..

 

آنقدر حرف در این سینه تلنبار شده..
که دلم مثنوی مخزن الاسرار شده

 



دیگر نباید خفت..

ژان پل سارتر بزرگ فیلسوف فرانسه در کتاب جنگ شکر در کوبا می نویسد،

که من خواستم با چگوآرا ملاقتی داشته باشم،

و ساعت 2 نصفه شب به من اجازه داد برای ملاقات

وقتی رفتم،دیدم محافظین چگوآرا به حالت نیمه خواب و بیدار

روی صندلی نشسته هستند و بعد دیدم چگوآر آمد،

و حمامی گرفته بود و یک سیگار برگ  کوبایی در گوشه لب داشت،

و روی صندلی نشست ،از  چگوآرا پرسیدم چرا این زمان به من وقت دادی،

 گفت:ما خیلی کار عقب مانده داریم

و بعد این جمله را ژان در یک پرانتر می نویسد:دیگر نباید خفت

یک جوان ملحد مارکسیست از آرژانتین میاید برای نجات کوبایی ها،

و پست و مقام را رها می کند،و به فیدلر کاسترو می گوید خداحافظ

من باید سایر کشورها را آزاد کنم،و میرود در بولیوی و بعد

با یک جنگ چیرکی که امریکایی به راه می اندازند،چکوآرا کشته می شود.

حال نگاه کنید در کشوری که به اسم دین هست

چقدر زمان بی ارزش هست،اگر روزی فیلسوف دسته صدم غرب بیاید

مسئولین ما بهترین زمان را به ان اختصاص می دهند

ما چقدر کار عقب مانده داریم    

قسم به زمان که انسان دائم در خسران هست

 



آیت الله طباطبایی(ره) : شما نمی خواهد راه بیفتید...

آیت الله طباطبایی(ره) :


شما نمی خواهد راه بیفتید ودنبال امام_زمان بروید ،
اگرشمااستعدادوقابلیتش راداشته باشید

ایشان خودبه سراغ شما می آیندوخودترتیب تشرف راخواهندداد.



حماسه جان استفان اکواری

در سال 1986 مسابقات المپیک در شهر مکزیکوسیتی برگزار شد .
در آن سال مسابقات دوی ماراتن یکی از شگفت انگیزترین مسابقات دو در جهان بود .

دوی ماراتن در تمام المپیک ها مورد توجه همگان است و مدال طلایش

گل سرسبد مدالهای المپیک محسوب می شود

آن شب مکزیکوسیتی و شاید تمام جهان از شوق حماسه این دونده تا صبح نخوابیدند.

دنیا از او درس بزرگی اموخت و آن درس اصالت حرکت مستقل از نتیجه بود .

او یک لحظه به این فکر نکرد که نفر آخر است .به این فکر نکرد که برای پیشگیری

ازتحمل نگاه تحقیر آمیز دیگران به خاطر آخر بودن میدان را خالی کند.او تصمیم گرفته بود

این مسیر را طی کند.اصالت تصمیم او و استقامتش در اجرای تصمیمش

باعث شد تل دنیا به ارزش جدیدی توجه کند.

ارزشی که احترامی تحسین بر انگیز به دنبال داشت.

فردای مسابقه مشخص شد که جان از شروع مسابقه زمین خورده بود و به شدت آسیب

دیده بود. او در پاسخگوئی به خبر نگاری که پرسیده بود چرا با آن وضع و

در حالی که نفر اخر بودید ازادامه مسابقه منصرف نشدید؟ ابتدا فقط گفت :

برای شما قابل درک نیست ! و بعد در مقابل اصرار خبر نگار گفت :

مردم کشورم مرا 5000مایل تا مکزیکوسیتی نفرستاده اند که فقط مسابقه را شروع کنم

مرا فرستاده اند که ان را به پایان برسانم.حماسه جان استفان اکواری

از ان پس سینه به سینه در میان تمام ورزشکاران نقل شد.........

اما آیا یادتان هست که نفر اول برنده مدال طلای همان مسابقه چه کسی بود؟؟؟



تلاش شیطان برای تو

 هر مقدار که

برای خدا

ارزش پیدا کرده ای

تلاش شیطان برای تو

بیشتر خواهد شد..!

 



طبیب دل من..

 

جا داره

روز پزشک رو

به تنها کسی که حالمو خوب می‌کنه،

تبریک بگم؛

"تو"



امام فرمود: این شهید نیمی از انقلاب است..

 

هدیه به روح چریک مبارز حجت الاسلام شهید سید علی اندرزگو

"نیمی از انقلاب"

می توان پر کشید بی پر وبال

پر کشیدن در آسمان خیال

قصه ی انقلاب و مردانش

همه بی غل و غش، همه خوشحال

همه اهل قناعت و مومن
خنده های بلند و سفره های حلال

قصه های امام خوبی ها
مکر روباه و  حیله های شغال

تا پلیس محله مسجد بود
دزد ایمان ما نشد رمال

یاد روزی که چشم ما وا شد
به تماشای اولین سریال

از خوشی های دوستی ناباب
یک جوانی گذشت در اغفال

یاد گلهای پرپر جبهه

عاشقان  چفیه  و یک شال

دیگر آن شوق سنگرها رفت
آه از روزگار رو به زوال

قصه ی انقلاب و قصه ایثار
کرد خوبان قصه را غربال

سینه سرخان مسجدی رفتند
تا فراسوی آسمان خیال

دوستانم شهید گم نام اند
نام من شد بسیجی فعال

با صدایی گرفته میگویم
از شهیدی که هست راه وصال

سال ها میشود که رفته و اما
کسی از نام او نکرد سوال!

قلب من خورده پیوند با شخصی

چشمه ی عمراو زلالِ زلال

 

نیمی از انقلاب به نامش شد

نیمی از قلب من هم بدین منوال

 

گرچه من بنده کمی هستم
روح او عاشقم میکند هرسال

من اسیرمرامت شدم اندرزگو

سیدی که شدی هزارویک تمثال

ناگهان با زبان روزه و شلیک
شد گل آرزوی رهبری  پامال

انقلاب ما ثمر داد آخر
عمر سید ولی نداد مجال

میثم جلالی



مومن غصه دار

 

مومن "غصه" دارد..

اما آن را " قصه" نمیکند!



مدال طلای ما

 بدون تو بردی نداریم ما

شکست از قضا باز نزدیک ماست

فقط طرح زیبای لبخند تو

مدال طلای المپیک ماست!

یامهدی ادرکنی



Weblog Themes By Pichak