دلم تنگ شده..
دلم برا روزایی که تو دبستان با دوستام دعوام میشد
کیفشونو ورمیداشتم پرت کنم
میگفتن: نننننداااززز قرآن توشه !
تنگ شده !

دلم برا روزایی که تو دبستان با دوستام دعوام میشد
کیفشونو ورمیداشتم پرت کنم
میگفتن: نننننداااززز قرآن توشه !
تنگ شده !

با درِ خانه؛ عکس میگیریم
با بُرس، شانه عکس میگیریم
غیرِ آن عکس ها که میدانید!
با لب و چانه عکس میگیریم
آشنا خسته گر بگردد با
فردِ بیگانه عکس میگیریم
ما به هرجا که میرویم اول
زود یکدانه عکس میگیریم
گاه پیش آمده که با اتوبوس
توی پایانه عکس میگیریم
گاه پیش آمده که تنها با
میزِ صبحانه عکس میگیریم
الغرض دشمنِ همیم اما
هی صمیمانه عکس میگیریم!
در مَعرض گُذرم ، مثل ساقه ها
افتاده اند دورو برم بی علاقه ها
چون کودکی که در آغوش مادر است
من می روم بغل نهج البلاغه ها..
شده ام پنجره ای رو به خودم
ترسم این است که سنگم بزنند
ترسم این است که افرادِ محل
بهرِ تخریب؛ کلنگم بزنند...]

ما ، یکسره بی نام و نشانی شدگان
خاکیم و به پای آسمانی شدگان
دنیاست کتابخانه ای بی سر و ته
ماییم نخوانده بایگانی شدگان

آمدی و رد شدی مثل نسیم!
عاشقی هم عاشقی های قدیم!

با یک بله بخت و لباسش سفید شد
فردای عقد آمد و وقت خرید شد
عید غدیر جشن گرفتند و ماه بعد
داماد در جزایر مجنون شهید شد...

خیام...ابوسعید ....نه! آن ها نه!
حافظ...سعدی... ،شاهِ غزلخوان ها، نه!
با این همه دوست ،مولوی دلتنگ است
بی شمس ، تمامِ این خیابان ها نه...!

به جان خودت بیفت خودت خودت را بساز
وگرنه دیگران به تو شکل می دهند...

