حرف.....برف
روی چتر او....دانه های برف....
زیر چتر او.....دانه های حرف

روی چتر او....دانه های برف....
زیر چتر او.....دانه های حرف

نقل شده که هر وقت حضرت رسول ص از راهی رد میشد
بعد از عبور ایشون افراد از بوی خوش عطر ایشون متوجه میشدند
حضرت از اونجا عبور کرده...

روزوشب کار کنم پول پس انداز کنم..
همه را هدیه به استاد حرمساز کنم..

انسانها اگر قدر زمان را میدانستند..
هیچگاه
کفش بنددار نمیخریدند!


شیعه هستیم..ولی شیعه حرفی هستیم..
آدم هستیم ولی آدم برفی هستیم....

جز روزگار من............
همه چیز را سفید کرده برف !!


شاید جالب ترین ماجرای ترک سیگار، مربوط به امام خمینی (ره) باشد
که خاطره آن را فاطمه طباطبایی، عروس امام در کتاب «اقلیم خاطرات»
نقل کرده است. او می گوید: «یک شب امام گفتند: در جوانی سیگار میکشیدم.
تا این که یک شب سرد زمستان که پشت کرسی مشغول مطالعه بودم،
به مطلب مهمی رسیدم و فکرم بشدت در گیر فهم آن شد.
در همین حال برای آوردن سیگار از اتاق بیرون رفتم.
پس از بازگشت همین که نگاهم به کتاب افتاد که آن را بر زمین گذاشته
و به دنبال سیگار رفته بودم، احساس شرمندگی کردم
و باخود عهد کردم که دیگر سیگار نکشم.
آن را خاموش کردم و دیگر سیگار نکشیدم.»

وقتش شده آماده دیدار شویم
باید که برای دل تو یار شویم
اینجا همه در خواب زمستانی اند
یک قصه بخوان تا همه بیدار شویم..