"تقدیم به همه خوبان"
بازهم خواب ریاضی دیده ام
خواب خط های موازی دیده ام
بازهم درخواب گردش میکنم
یاد زنگ خوب ورزش میکنم..
یاد آن شوت و دریبل منحنی
یاد تاکتیک دفاع آهنی..
یاد سوباسا و تارو، کاکرو
خاطرات کودکی، لطفاً نرو....
زنگ آخر، نقشه زشت فرار
صبح فردا ناظم و ترکه انار..
زنگ تفریح ، ساندویچ و بستنی
روی نیمکت، جمله "عشق منی" ..!
میثم جلالی
نوشته شده توسط fekrozekr در دوشنبه 16 اسفند 1395 |

خنده هامان الکی! حرف زدن ها…..شکلک!
زندگی نیست که؛ مشغول به بازی شده ایم
نوشته شده توسط fekrozekr در چهارشنبه 11 اسفند 1395 |

یا رب! بیا و نذر علی(ع) را قبول کن
زهرا(س) شفا بگیرد و حیدر فدا شود
نوشته شده توسط fekrozekr در چهارشنبه 11 اسفند 1395 |
چه شود فرصت ديدار به ما هم بدهند؟
فيض هم صحبتی يار به مـا هم بدهند؟
آن قدر بر در اين خانه گـدا می مانيم
لقب نوكـــر دربـار به مـــا هم بدهند

نوشته شده توسط fekrozekr در سهشنبه 10 اسفند 1395 |
از ما چه توقعی که پیکار کنیم؟
یا در ره وصلت طلب خار کنیم..؟
تنها بلدیم بهر تعجیل ظهور
سایتی بزنیم یا که بنر کار کنیم!!!

نوشته شده توسط fekrozekr در سهشنبه 10 اسفند 1395 |
دوش دیدم که در خیابانی..
برنوشته است پشت نیسانی:
گشت معلوم عاقبت بر من..
جور «محمود»، به ز مهر «حسن»!

نوشته شده توسط fekrozekr در سهشنبه 10 اسفند 1395 |
عاشق آنسٺ،که فڪرش همہ خدمٺ باشد
صبح ها در عطش عرض ارادٺ باشد
بهتر از حضرٺ ارباب ندیدم شاهے
ڪه چنین باخبر ازحال رعیٺ باشد..!
نوشته شده توسط fekrozekr در پنجشنبه 05 اسفند 1395 |

من همانم که نزد گل به سر دنیا ... حیف
پدرم خواست مهندس بشوم اما ... حیف
نوشته شده توسط fekrozekr در پنجشنبه 05 اسفند 1395 |
مرگ تو درست از لحظه ای آغاز می شود که
در برابر آنچه مهم است سکوت می کنی....

نوشته شده توسط fekrozekr در چهارشنبه 04 اسفند 1395 |

ما چرا یکی نمیشویم هرگز؟
شاید این قضیه یک "راز" است
یک نفر هم به فکر این دل نیست
حس و حالم شبیه " اهواز" است!
میثم جلالی
نوشته شده توسط fekrozekr در چهارشنبه 04 اسفند 1395 |