در مَعرض گُذرم ، مثل ساقه ها
افتاده اند دورو برم بی علاقه ها
چون کودکی که در آغوش مادر است
من می روم بغل نهج البلاغه ها..
نوشته شده توسط fekrozekr در شنبه 11 فروردین 1397 |
شده ام پنجره ای رو به خودم
ترسم این است که سنگم بزنند
ترسم این است که افرادِ محل
بهرِ تخریب؛ کلنگم بزنند...]

نوشته شده توسط fekrozekr در شنبه 14 بهمن 1396 |
ما ، یکسره بی نام و نشانی شدگان
خاکیم و به پای آسمانی شدگان
دنیاست کتابخانه ای بی سر و ته
ماییم نخوانده بایگانی شدگان

نوشته شده توسط fekrozekr در شنبه 14 بهمن 1396 |
آمدی و رد شدی مثل نسیم!
عاشقی هم عاشقی های قدیم!

نوشته شده توسط fekrozekr در شنبه 14 بهمن 1396 |
با یک بله بخت و لباسش سفید شد
فردای عقد آمد و وقت خرید شد
عید غدیر جشن گرفتند و ماه بعد
داماد در جزایر مجنون شهید شد...

نوشته شده توسط fekrozekr در جمعه 15 دی 1396 |
خیام...ابوسعید ....نه! آن ها نه!
حافظ...سعدی... ،شاهِ غزلخوان ها، نه!
با این همه دوست ،مولوی دلتنگ است
بی شمس ، تمامِ این خیابان ها نه...!

نوشته شده توسط fekrozekr در جمعه 15 دی 1396 |
به جان خودت بیفت خودت خودت را بساز
وگرنه دیگران به تو شکل می دهند...

نوشته شده توسط fekrozekr در پنجشنبه 09 آذر 1396 |
مأیوس میشوی غم جانت- اگر منم معنای چهره ی نگرانت اگر منم داری برای من! به هدر میروی عزیز در پشت اشک های روانت، اگر منم .gif)
نوشته شده توسط fekrozekr در پنجشنبه 09 آذر 1396 |
به شوخی گفتم:با این یک سطل شیر میخوای همه رو سیراب کنی؟!
گفت:این غذای یکروز کل خانوادمه!
همه روزه گرفتیم شاید اسم مارا در لیست عاشقاش بنویسه!
نوشته شده توسط fekrozekr در سهشنبه 30 آبان 1396 |
ببخش!عاشق تو رازدار خوبی نیست
میان کوچه اگر بی گدار می گریم..
نوشته شده توسط fekrozekr در سهشنبه 30 آبان 1396 |