زبانت معمار است..
زبانت معمـار است
و حرفهایت خشت خام،
مبادا کج بچینی دیوار سخن،
که فــرو خواهــد ریخــت
بنـای شخصیتت...


فی البداهه...
اندکی چمران و همت کن مرا...
مثل مشگینی و بهجت کن مرا..
.....
تا "علمدار" و "دوانی" ات شوم
یاور مازندرانی ات شوم.........
نه اینکه صبح جمعه فقط صبح زود بیدارند..
که کار منتظرانت همیشه بیداریست..

تو همان جرعه آبی که نشد وقت سحر
بزنم توی "رگ" و زود "اذان" را گفتند..


شبیه خنده ی تلخ رقیب ها شده ایم
به جای سیب، اسیر دو سیب ها شده ایم
صدای هق هق آن گریه های زیبا کو؟
گرفت طعم مناجات طعم تنباکو
برای خواندن بعضی دعای معروفه
زیادفرق ندارند کافه یا کوفه!
میان معرکه امن یجیب هم خوب است
حرم پس از دوسه ساعت دوسیب هم خوب است
ظهور می کند آری صداکنید حتما!
میان کام گرفتن دعاکنید حتما!
کنایه بود ولی روضه خوان مواظب باش
آهای هیئتی ِنوجوان مواظب باش


باب اسفنجی=هوس
اختاپوس=خشم
خرچنگ =حرص و طمع
حلزون=شکم پرستی
پلانگتون=حسادت
پاتریک=تنبلی
سنجاب=تکبر و خودشیفتگی