مگسی بر پرِكاهی نشست كه آن پركاه بر ادرار خری روان بود.
مگس مغرورانه بر ادرار خر كشتی میراند و میگفت:
من علم دریانوردی و كشتیرانی خواندهام. در این كار بسیار تفكر كردهام.
ببینید این دریا و این كشتی را و مرا كه چگونه كشتی میرانم.
او در ذهن كوچك خود بر سر دریا كشتی میراند آن ادرار، دریای بیساحل
به نظرش میآمد و آن برگ كاه كشتی بزرگ, زیرا آگاهی و بینش او اندك بود.
جهان هر كس به اندازة ذهن و بینش اوست.
آدمِ مغرور و كج اندیش مانند این مگس است. و ذهنش به اندازه درك ادرار الاغ و برگ كاه.
راستی نسبت دریاهای ما به کل هستی چقدر است؟

نوشته شده توسط fekrozekr در دوشنبه 09 آذر 1394 |
نوشته شده توسط fekrozekr در دوشنبه 09 آذر 1394 |
نوشته شده توسط fekrozekr در دوشنبه 09 آذر 1394 |
نوشته شده توسط fekrozekr در دوشنبه 09 آذر 1394 |
پوتینم نشدیم 2ساعت بریم دیدار خصوصی با آقا .

نوشته شده توسط fekrozekr در شنبه 07 آذر 1394 |
نوشته شده توسط fekrozekr در شنبه 07 آذر 1394 |
نمیدانم اگر یک کودک آفریقایی بودم
باز هم عاشق تو میشدم ،
یا فقط به سهم ِ غذای تو فکر میکردم !

نوشته شده توسط fekrozekr در شنبه 07 آذر 1394 |
دنیای حقیقی که سر جای خودش...
دنیای مجازی ام فقط حرف شماست...

نوشته شده توسط fekrozekr در جمعه 06 آذر 1394 |
نوشته شده توسط fekrozekr در جمعه 06 آذر 1394 |
شما آینده این جانب را چگونه میبینید؟
ج. باسمهتعالی، آینده میزان نیست، عاقبت میزان است،
اگر در ابتدا (دنیا) بندگی نماید به ترک معصیتِ معبود در اعتقاد و عمل،
در عاقبت از مقربان است...

نوشته شده توسط fekrozekr در پنجشنبه 05 آذر 1394 |