فکروذکر

بی وضو وارد نشو....میکده حمام نیست

و تو اینگونه ناشکری میکنی؟

 

از شخصی پرسیدند:
روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟

با ناراحتی جواب داد:
چه بگویم!
امروز از گرسنگی مجبور شدم کوزه ی سفالی

که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم..!

گفت: خداوند روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته

و تو اینگونه ناشکری می کنی؟

 



Weblog Themes By Pichak